عیش در بند عیش

اصلا فکرش را نمیکردم که بند عیش اینقدر جای زیبایی باشد، برای رفتن به بند عیش ساعت یک ربع به هفت در انتهای مسیر BRT در دانشگاه علوم تحقیقات قرار داشتیم، از آنجا که قرار بود دونفر از بچه ها نهار مخصوص بیاورند با خودم کوله نبردم و فقط مقداری میوه و صبحانه در کمری گذاشتم. به همراهی پنج نفر از همنوردان خوب به سمت عیشی خوب در بند  عیش راه افتادیم. موردی که در ابتدای مسیر بسیار من را ناراحت کرد حجم زیادی از زباله ها بود، هرجا که دسترسی مردم بیشتر باشد زباله ها هم بیشتر است! علاوه بر زباله هایی که سالها طول می کشد تجزیه شود اشغال میوه هم فراوان بود که منظره ی خوبی در آن مکان زیبا نبود، خیلی ها رو حساب این که میوه ها تجزیه پذیر هستند آن ها را در طبیعت رها می کنند که کار درستی نیست. من نمی فهمم انقدر کار سختی است که در هر برنامه ی طبیعت گردی یک عدد کیسه زباله داشته باشیم و زباله هایمان را در آن بریزیم و در طبیعت رها نکنیم؟؟!!

مسئله ی به این سادگی که متاسفانه هنوز خیلی ها آن را متوجه نشده اند، در ابتدای مسیر مردم عادی بیشتر هستند و بعد از ادامه دادن مسیر خلوت تر میشود و فقط کوهنوردان را می توان دید، خوشبختانه مسیر پر از چشمه هست و مشکل نداشتن آب نداریم و نیازی نیست که آب زیادی حمل کرد. در مسیر باغ های گیلاس و آلبالو و انار و سیب و گردو و ….. هم هست که البته هرچه قدر به ارتفاع بالاتری میرفتیم گردوها کوچکتر تر و میوه ها نرسیده تر بودند. خوشبختانه هوا عالی بود و گرمای اذیت کننده ای هم نبود. راه رفتن کنار رودخانه و زیر سایه ی درخت ها بسیار لذت بخش بود ……….

از قبل از آن برنامه دلم درخت توت و شاتوت میخواست که باز هم کائنات جواب جذب من را دادند و با دیدن دو درخت شاتوت ذوق مرگ شدم! وقتی میوه ای را خودم می چینم از خوردنش صدها برابر لذت میبرم… . در مسیر درخت بادام تلخ درختی،پسته کوهی،زرشک وحشی که البته فصلش پاییز است و ….. دیدیم. بعد از تقریبا یکی دو ساعت کوهپیمایی زیر سایه ی یک درخت بزرگ توت نشستیم و صبحانه خوردیم و خاطرات خوش تعریف کردیم. بعد از خوردن صبحانه به سمت بالا حرکت کردیم، در مسیر درخت های زیادی بود که در رودخانه افتاده بودند و یا خمیده شده بودن که موقعیت زیبایی برای عکاسی بود.از آنجا که عاشق بالا رفتن از درخت هستم تصمیم گرفتم از یک درخت بالا بروم و عکس تکی بیندازم، و بعد از این که داشتم از درخت پایین می یومدم و پریدم مانتویی که تنم داشتم از کناره پاره شد! اگر این اتفاق نمی یفتاد مطمئنا از کل درخت های  مسیر بالا میرفتم!

خلاصه به مسیر ادامه دادیم، مسیر زیبا و متنوع بود تا بالاخره بعداز حدود دو ساعت به جایی که قرار بود اتراق کنیم رسیدیم. قصد صعود به قله نداشتیم و تا جایی که تقریبا سرسبزی ها تمام شد مسیر را رفتیم. بعد از آن مسیر خشک بود و اگر کسی قصد صعود به قله ی بند عیش داشت باید حدود دو ساعت کوه پیمایی کند. جایی که اتراق کردیم یک باغ بود که یک استخر هم در آن وجود داشت.وقتی که کنار استخر رسیدیم گروهی از موتورسواران کوهنورد مشغول استراحت بودند و با موتورهایشان عکس یادگاری گرفتیم.یکی از موتور سواران سوار موتورش شد و به بالای بلندی رفت و حسابی از دیدن آن موتور سوار هیجان زده شدیم! کنار استخر زیر درختی بساطمان را برپا کردیم،یک استامبولی که آنجا بود آتش راه انداختیم و جوجه و گوجه و قارچ سیخ کردیم تا کباب شوند! من هم با امکانات خیار و گوجه و سبزی و لیمو ترش یک سالاد خوشمزه درست کردم!

برای شش نفر که بودیم دو تا مرغ خورد و کباب شده بود که من گفتم زیاد هست و حیف نشود، ولی وقتی غذا آماده شد و شروع به خوردن کردیم اصلا نفهمیدیم کی تمام شد!!! انگار خیلی گرسنه بودیم و خوش اشتها شده بودیم!در این بین یک سگ که بوی کباب به مشامش رسیده بود، مدام اطراف ما پرسه میزد؛برایش  استخوان گذاشتیم و سگ هم خیلیگرسنه بود. بعد از تمام شدن استخوان ها برایش نون هم گذاشتیم که آنها را هم نوش جان کرد.بعدش یه گربه هم دیدیم که دیگر متاسفانه چیزی نداشتیم که به گربه جان بدهیم.

دو سه کوهنورد دیگر هم در کنار استخر بودند که بساط چای آتیشی را فراهم کرده بودند، بعد از نهار یک چای آتیشی خوش طعم هم نوشیدیم که بسیار دلچسب بود. بعد از نهار و چای از استخر موجود استفاده کردیم و چند عکس هنری گرفتیم. بعد از عکس وسایلمان را جمع کردیم و به سمت پایین حرکت کردیم.در مسیر برگشت کلی گل های زیبای وحشی چیدم، از دوران کودکی عاشق چیدن گل ها بودم، گل های وحشی خودرو در طبیعت برایم خیلی جذاب تر از گل های گل فروشی است. در برگشت هم کلی عکس گرفتیم به طوری که رکورد عکس گرفتن در این برنامه را شکستیم و به عبارتی سیرعکس شدیم. حدود سیصد عکس! حتی در بی آرتی هم سلفی انداختیم و این برنامه ی خیلی خوب تمام شد…

شروع مسیر،آبشار کوچک،کوچه باغ،چشمه های جالب

گل های زیبا،شاتوت خوشمزه 

مامان سگه و بچه هاش،خر شکمو،گربه ی زیبا

صبحانه و نهار،چای آتیشی

عکس هنری در کنار استخر

نویسنده مطلب: پرویز زاهد

عموپرویز اسمی است که از فعالیت در نی نی سایت برای من به یادگار مانده است. سایت عموپرویز محلی برای بیان نظرات آزاد گروهی از دوستان کارشناس حوزه خانواده، کسب و کار و گفت‌وگو پیرامون این موضوعات است. مقالات، حاصل تجربیات نویسندگان است و با مسئولیت ایشان منتشر می‌گردد. برای همکاری در تولید محتوی میل بزنید لطفا: parviz@gmail.com تلگرام هم با این شماره در خدمت هستم: @parvizzahed

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *