تولد دوباره و باشکوه ارکستر سمفونیک تهران از خاکسترهای خود

در شرایطی که ارکستر سمفونیک تهران سالها تعطیل بود، علی رهبری به دعوت رئیس جمهور محترم آقای روحانی به ایران آمد تا پس از سالها، گرد و غبار صحنه تالار وحدت، با اجرای فوق العاده ای از سمفونی ۹ بتهوون، زدوده شود.

سمفونی شماره ۹ بتهوون ۹ و ۱۰ اردیبهشت ماه، ساعت ۲۱:۳۰ توسط ارکستر سمفونیک ملی ایران در تالار وحدت نواخته شد.

 

گزارش: چنار اوکسای (Çınar Oskay) / تصاویر : سباتی کاراکورت ( Sebati Karakurt)

علی رهبری که در خارج از ایران با نام الکساندر رهبری شناخته می شود،  متولد تهران، موسیقی دان و رهبر ارکستر ایرانی است. وی دستیار هربرت فون کارایان  (Herbert Von Karajan) در ارکستر فیلارمونیک برلین بوده و بارها اجراهای  این ارکستر را رهبری کرده است.

الکساندر رهبری، پس از بازگشت به ایران، رهبری ارکستر سمفونیک تهران را به عهده گرفت. پس از اجرای سمفونی ۹ بتهوون در تالار وحدت، با وی در خیابانهای تهران ملاقات کردم

در حالی که شما اجرای سمفونی نهم بتهوون را هدایت می کردید، متوجه تصاویر آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای روی صحنه شدم. بنظر شما اگر بتهوون این صحنه را می دید چه احساسی داشت؟

بنظر من احساس غرور می کرد چون انتظار این اتفاق را نداشت. من بسیار خرسندم که رئیس جمهور و دولت، از این اجرا حمایت می کنند. وقتی خبر بازگشایی ارکستر سمفونیک تهران توسط آقای روحانی را در روزنامه ی گاردین دیدم بسیار خوشحال شدم.

رئیس جمهور آقای روحانی ارکستر را بازگشایی کردند؟

البته ؛  ایشان بنده را دعوت کردند

 

بنظر شما ، این اقدام، یک اقدام سیاسی بود؟

BBC  و CNN نیز همین سوال را پرسیدند، “آیا این یک مانور سیاسی است؟” پاسخ من این بود که “خیر… ای کاش اینطور باشد” . دلیل این حرف را با یک مثال توضیح میدهم: بنظر شما در ترکیه، بستن و یا باز کردن ارکستر فیلارمونیک، تاثیری روی نتایج انتخابات دارد؟ فکر نمیکنم اینطور باشد، اما در آلمان، ارکستر سمفونیک را تعطیل کنید و ببینید چه نتایجی خواهد داشت.

در ترکیه اهمیت فوتبال از فیلارمونیک بسیار بیشتر است اما در آلمان اینطور نیست.

 

اگر تعطیل شود می تواند باعث شکست در انتخابات نیز باشد، درست است؟

بله ، چون در آلمان فیلارمونیک هم مانند فوتبال دارای اهمیت است. در اتریش فوتبال بسیار بی اهمیت تر از فیلارمونیک است. در وین، فیلارمونیک بر همه چیز ارجحیت دارد و من امیدوارم یک روز در کشور ما نیز اوضاع بر همین منوال باشد. درست است که در فوتبال برد وجود دارد، اما باخت نیز وجود دارد ولی در فیلارمونیک هرگز باختی در کار نیست.

در سال ۲۰۰۵ هم به ایران آمدید اما ماندگار نشدید…

 وضعیت زندگی موسیقی دانها اسفبار بود. درآمدها و بیمه در شرایط ناخوشایندی بود. احساس کردم برای انجام کارهایی در سطوح بین المللی حمایت نخواهم شد.

در سال ۲۰۰۵ وقتی سمفونی نهم را اجرا کردید شما را محکوم به اشاعه ی ارزشهای غربی کرده بودند…

روزنامه ها مطالبی از این دست چاپ کردند اما مسبب رفتنم از ایران این مسائل نبود، دلیل اصلی، دستمزد موسیقی دانها بود.

 نگاه حکومت جمهوری اسلامی ایران، به موسیقی کلاسیک غربی چیست؟

هیچ مشکلی وجود ندارد. ۱۰۰ سال است که ما ارکستر سمفونی داریم، شاید در برخی از برهه های زمانی حمایت نشده است اما تعطیل هم نشده است. هرگز در این کشور به کسی گفته نشده است که نمی توانید “موتسارت یا واگنر” بنوازید. شاید بعضی محدودیت ها برای هنرمندان پاپ وجود داشته باشد اما برای کلاسیک اینطور نیست.

چرا؟

چون درک موسیقی پاپ ساده است. فهمیدن پوچینی، بتهوون و یا وردی کار راحتی نیست. نمی توانید چیزی را که متوجه نمی شوید نقد کنید. دوره ی محدود کردن بعضی چیزها گذشته است. در ترکیه امروز YouTube و Facebook را ممنوع اعلام میکنند فردا یک چیز دیگر پدیدار می شود.

بعنوان مثال فاضل سای (Fazıl Say)… موسیقی دانی خوب و افتخار آفرین برای ترکیه است. بگذارید نقد کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچ

بیشتر عمر من در اتریش گذشت، همه چیز را نقد میکنند ، چه اتفاقی میفتد؟ هیچ

شرایط ترکیه و ایران را از نظر موسیقی چگونه ارزیابی میکنید؟

بسیار نزدیک… موسیقی ترکیه از موسیقی ایران تاثیر گرفته است اما شما با سرعت زیادی شکوفا شدید و به اروپا نیز نزدیکتر شده اید.

 

بنظر شما روزی فرا می رسد که ایران دارای یک شرایط دموکراسی با استانداردهای بین المللی باشد؟

پیاده کردن سیستم یک کشور در یک کشور دیگر هیچ کاربردی ندارد. باید به مرور انجام شود و میبینید که شده است. اینترنت و موبایل بصورت گسترده استفاده می شود. موسیقی دانها بسیار جلوتر از ۳۰ سال گذشته هستند. هیچ چیز سیاه و سپید نیست.

 

کدام وجه از بازگشت به تهران شما را بیش از سایر موارد خوشحال کرد؟

من موسیقیدان هستم و شغلم را بسیار دوست دارم. حالا ما به برلین و چین خواهیم رفت. بارن بویم (Daniel Barenboim)برای نوازندگی به اینجا می آید. آقای روحانی در زمانی که فعالیتهای بین المللی با مشکلاتی مواجه بود، ارکستر را بازگشایی کرد. به همین دلیل برای ایشان احترام بسیار زیادی قائل هستم.


چرا ایشان اینکار را کرد؟

ایشان یک انسان فرهنگی است. برای موسیقی دانها احترام قائل است. در ترکیه می خواهند ارکستر سمفونیک ها را تعطیل کنند اما در اینجا بازگشایی می کنند. در ترکیه بودجه وجود دارد و نیازی به سروکله زدن برای این قبیل مسائل نیست. آقای روحانی بودجه ای در اختیار نداشت اما بازگشایی کرد، آنهم با سمفونی نهم بتهوون.

من از وین برای رئیس جمهور شما نامه ی سرگشاده نوشتم. یکسال گذشته، زمانی که می خواستند ارکسترها را تعطیل کنند. به ایشان گفتم “بهترین ارکستر موجود در منطقه را در اختیار دارید. نوازنده ها و رهبران فوق العاده ای دارید. تقاضا می کنم حمایتی که از فوتبال  کشورتان میکنید از ارکسترها هم همین حمایت را بکنید – می دانستم که ایشان علاقه ی زیادی به فوتبال دارند – به لیست موفقیت هایتان، ارکسترها را هم اضافه کنید”

 

چرا سمفونی ۹ را انتخاب کردید؟

چون خارق العاده است. استاندارد آن بسیار بالاست. یکی از آثاری است که اجرای آن بسیار مشکل است و پیام آن نیز، صلح است. سمفونی ۹، ملیت خاصی ندارد. نمی توانید بگوئید که این یک موسیقی آلمانی است. می توان به شوستاکوویچ ، صفت سیاسی داد.

چه اثری بهتر از این را می توانستم انتخاب کنم؟ یکی از دوستانم همین سوال را از من پرسید و من گفتم: ده دقیقه فرصت می دهم یک اثر دیگر به من پیشنهاد بده…

این اثر هیچ جایگزینی ندارد. بهیچ وجه.

فعالیت بعدی شما در ایران چه خواهد بود؟

یک قرارداد پنج ساله بسته ام. مدیریت هنری موسیقی همه چیز را بعهده دارم. نام جدید ما  “ارکستر سمفونیک بین المللی ایران” است و قصد داریم موسیقی های مدرن، بین المللی، اپرا و باله نیز اجرا کنیم.

 

کدام اپرا؟

Gianni Schicchi از پوچینی

 

به زبان فارسی؟ برای اولین بار؟

بله میخواهیم همه متوجه شوند. طنز است.

 

ایران در زمان کودکی شما چگونه بود؟

۱۵ ساله که بودم یک گروه کٌر را رهبری میکردم. در ۱۷ سالگی وارد آکادمی وین شدم. ۲۴ ساله بودم که به تهران دعوت شدم. دو ارکستر تشکیل دادم. ۳ سال قبل از انقلاب ایران را ترک کردم. در سال ۱۹۷۹ ، هربرت فون کارایان  (Herbert Von Karajan) از من برای رهبری ارکستر فیلارمونیک لندن دعوت کرد.

در سالی که شما می خواستید مهمترین ارکستر سمفونی دنیا را رهبری کنید، در کشورتان انقلاب شد… چه احساسی داشتید؟

۳۰ ساله بودم. احساس عجیبی بود. در حالی که من پله های ترقی را طی میکرد، کشورم در شرایط بحرانی ای قرار داشت.

 

خودتان را از اتفاقاتی که در کشورتان رخ میداد منفک کردید؟

فقط اخبار را پیگیری میکردم. خانواده ام ۱۰ سال پیش از انقلاب، به اتریش مهاجرت کرده بودند. در سلزبورگ فون کارایان  مرا بعنوان دستیار انتخاب کرد. ۱۲ سال در بروکسل ،ارکستر فیلارمونیک چک، مالاگا، زاگرب، بلگراد … رهبری ارکستر را بعهده داشتم. ۱۲۰ ارکستر را رهبری کرده ام. ۴ اپرا به روی صحنه بردم. ۲۵۰ آلبوم دارم.

نویسنده مطلب: پرویز زاهد

عموپرویز اسمی است که از فعالیت در نی نی سایت برای من به یادگار مانده است. سایت عموپرویز محلی برای بیان نظرات آزاد گروهی از دوستان کارشناس حوزه خانواده، کسب و کار و گفت‌وگو پیرامون این موضوعات است. مقالات، حاصل تجربیات نویسندگان است و با مسئولیت ایشان منتشر می‌گردد. برای همکاری در تولید محتوی میل بزنید لطفا: parviz@gmail.com تلگرام هم با این شماره در خدمت هستم: @parvizzahed

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *